خرید بک لینک
جمعه دوم مرداد ۱۴۰۵، 23:52

همه فکر می‌کنن من با دنیا در جنگم
همه فکر می‌کنن من با این شرایط با این بی‌عدالتی‌ها و با این همه سر و صدای بی‌پایان دارم می‌جنگم
و خب در ظاهر هم حق با اون‌هاست من با دنیا هم می‌جنگم با هر چیزی که جلوی حقیقت رو می‌گیره در ستیزم

اما حقیقت تلخ و پنهان قضیه یه چیز دیگه ست
حقیقت اینه که من از تمام این جنگ‌های بیرونی خسته‌تر بودم اما از جنگ‌هایی که توی سرم جریان داره بیشتر فراری‌ام
توی سرم جنگ‌های زیادی هست
جنگ‌هایی که هیچ زنگی برای شروع شدن ندارن و هیچ سکوتی هم برای تموم شدنشون نیست

مقتل من، درون منه

جنگ بین اون چیزی که می‌دونم و اون چیزی که می‌بینم
جنگ بین اون چیزی که باید باشم و اون چیزی که الان هستم
جنگ بین اون بنده‌ای که می‌خوام باشم و اون آدم خسته و سردرگمی که الانم
جنگ بین حق و باطل بین ایمان و شک بین مسئولیت و بی‌عرضگی

توی این میدون‌های پر از تلاطم هر روز هزاران معرکه توی ذهنم برپا می‌شه
فکرها با هم برخورد می‌کنن شک‌ها مثل گلوله‌هایی که تمومی ندارن به ته وجودم شلیک می‌شن و من توی این همه انفجار فکر فقط یه چیز رو می‌بینم
ویرانی....
و توی این همه ماجرا تنها کشته منم

من که همزمان هم فرمانده این جنگ‌های بی‌معنا هستم هم سربازی که از شدت خستگی دیگه توان ایستادن نداره و هم قربانی‌ که هر روز ذره ذره توی این درگیری‌های ذهنی کشته می‌شه
این جنگ هیچ برنده و فاتحی نداره
چون در نهایت وقتی سکوت برقرار می‌شه و غبار فکرها می‌شینه چیزی که باقی می‌مونه فقط یه زمین خالی و ویرونه که اسمش رو گذاشتن، من

من توی خودم توی اوج خودم توی بدترین حالت خودم دارم خودم رو از دست می‌دم

برچسب: نویسنده: hayjar1 تاريخ: چهارشنبه 7 مرداد 1405 ساعت: 23:07

صفحه بندی